پسندیدم : ۵۱

چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷ ۲۰:۳۶

دانستني هاي مغز و اعصاب

“حسين پاكدامن”، رييس انجمن علوم اعصاب ايران در گفت وگو با «شرق» تاييد كرد: با كمبود مراكز تخصصي درمان سكته مغزي در كشور روبه رو هستيم

سکته مغزي دومين علت مرگ ومير در کشورهاي درحال توسعه بعد از بيماري هاي قلبي - عروقي و سومين علت مرگ ومير در کشورهاي توسعه يافته بعد از بيماري هاي قلبي و سرطان ها شناخته شده است. از سابقه خانوادگي، پرفشاري خون، بيماري ديابت، افزايش چربي خون، استرس، مصرف سيگار، موادمخدر و مشروبات الکلي، چاقي و کم تحرکي به عنوان عوامل خطرساز ابتلابه سکته مغزي نام برده مي شود و با رعايت عوامل فوق مي توان از آمار مبتلايان به سکته مغزي کاست. در همين زمينه با دکتر «حسين پاکدامن»، متخصص مغز و اعصاب، رييس انجمن علوم اعصاب ايران و استاد دانشگاه شهيدبهشتي تهران گفت وگويي داشتيم. با ما همراه باشيد.




     در ابتدا بفرماييد تعريف سکته مغزي چيست؟
     سکته مغزي يا استروک به معناي قطع ناگهاني جريان خون مغز است که منجر به تخريب بافت مغزي مي شود. معمولابسته به اينکه جريان خون در کدام قسمت از مغز قطع شود، علايم ظاهرشده متفاوت است. ٨٠درصد سکته هاي مغزي به علت گرفتگي رگ به وجود مي آيند که به آن «ترومبوز» مي گويند. در ٢٠درصد بقيه موارد، سکته هاي مغزي به علت پاره شدن يک رگ ايجاد مي شود. از اين ٢٠درصد، ١٢درصد مربوط به خونريزي هاي داخلي مغزي است که بيشتر به علت افزايش فشارخون و بيماري هاي التهابي که منجر به ملتهب شدن جدار رگ مي شود، رخ مي دهد. هشت درصد ديگر نيز به دليل وجود يک رگ غيرطبيعي در مغز است. در مواقعي هم وجود «آنوريسم» ممکن است در سنين ٥٠ تا ٧٠سالگي موجب پارگي رگ و خونريزي در مغز شود. (گفتني است برخي افراد به طور مادرزادي داراي حفره هاي غيرطبيعي مغزي هستند که به آن آنوريسم گفته مي شود. علايم آنوريسم معمولاتا سنين ٥٠ تا ٧٠سالگي بروز نمي کند.) ناهنجاري هاي عروق مغزي از ديگر علل سکته مغزي به شمار مي رود.
    
     شيوع سکته مغزي در جهان و در ايران به چه ميزان است؟
     سکته مغزي دومين علت مرگ ومير در کشورهاي در حال توسعه بعد از بيماري هاي قلبي و سومين علت مرگ ومير در کشورهاي توسعه يافته بعد از بيماري هاي قلبي و سرطان هاست. سکته مغزي سالانه باعث مرگ ١٥٠ تا ١٦٠هزار ايراني مي شود.
    
     چه عواملي باعث ابتلابه سکته مغزي مي شوند؟
     نتايج يافته هاي پژوهشي در تمام دنيا، رابطه مستقيم سکته مغزي با ديابت و پرفشاري خون را تاييد کرده اند تا جايي که گفته مي شود، شانس ابتلابه سکته در اين بيماران سه تا چهاربرابر بيش از افراد ديگر است. در تعريف فشارخون طبيعي گفته مي شود در سنين زير ٦٠سال بايد فشارخون اوليه (سيستوليک) بالاي١٤٠ و فشارخون دوم (دياستوليک) بالاي٩٠ و در سنين بالاي ٦٠سال نيز اين ميزان بايد کمتر از ١٥٠روي ٩٠باشد. اگر فشارخون فردي در زير سن ٦٠سالگي بيشتر از ١٤٠روي ٩٠ باشد، اين افزايش فشار بايد با رعايت رژيم غذايي که مهم ترين آن کاهش مصرف نمک است و نيز به کمک دارو اصلاح شود. متاسفانه افزايش فشارخون يک بيماري بدون علامت است که بايد خيلي جدي گرفته شود. در صورتي که قند خون مبتلايان به بيماري ديابت نيز کنترل نشود، احتمال ابتلاي آنان به سکته مغزي دو تا چهاربرابر بيش از سايرين است. ابتلابه بيماري هاي قلبي نيز از عوامل ابتلابه سکته مغزي به شمار مي رود.
    
     شناخت عوامل ابتلابه سکته مغزي تا چه حد در کاهش ابتلابه اين بيماري طي سال هاي اخير نقش داشته است؟
     با اينکه شناسايي عوامل منجربه سکته مغزي از سوي جامعه پزشکي در سه دهه اخير سبب پيشرفت هاي چشمگيري در زمينه کاهش مرگ ومير ناشي از سکته مغزي در دنيا شده است، اما متاسفانه وضعيت اطلاعات مردم در اين زمينه مطلوب نبوده و اکثرا اطلاع کافي ندارند. البته اين تنها مختص جامعه ما نيست. نتايج بررسي ها در آمريکا نيز بيانگر آن است که اطلاعات مردم در زمينه علايم سکته مغزي به مراتب کمتر از سکته قلبي و سرطان هاست. به نظر مي رسد نقش رسانه هاي گروهي در اطلاع رساني در زمينه معرفي عوامل مستعدکننده و علايم خبرکننده سکته مغزي بسيار مهم است.
    
     در خبرها به نقل از جنابعالي ذکر شده بود سن سکته مغزي در ايران ١٠سال پايين تر از کشورهاي پيشرفته است. لطفا در اين مورد توضيح دهيد.
     نتايج يک بررسي هشت ساله انجام شده در دهه٦٠خورشيدي در کشور که گزارش آن به وزارت بهداشت و نتايج آن در کنگره هاي بين المللي اروپا، آمريکا و خاورميانه نيز ارايه شد، بيانگر آن بود که سن سکته مغزي در ايران ١٠سال پايين تر از کشورهاي غربي و خاورميانه است. يافته هاي اين پژوهش نيز رابطه افزايش فشارخون، قند و چربي خون را در ارتباط با ابتلابه سکته مغزي موردتاکيد قرار داده است.
    
     چرا سن سکته مغزي در ايران پايين تر از ديگر کشورهاست؟
     به نظر مي رسد ايرانيان از نظر ژنتيکي، براي ابتلابه سکته مغزي مستعدترند بنابراين لزوم پيشگيري از عوامل خطرساز بايد بيشتر موردتوجه قرار گيرد. پرفشاري خون، بيماري ديابت، افزايش چربي خون، استرس، مصرف سيگار، مواد مخدر و مشروبات الکلي، چاقي و کم تحرکي ازجمله عوامل کاهش سن سکته مغزي در کشور شناخته شده اند.
    
     چه توصيه هايي براي پيشگيري از سکته مغزي داريد؟
     همان طور که عنوان شد، کنترل چربي، فشار و قند خون در کاهش ابتلابه سکته مغزي نقشي اساسي دارد. نکته ديگري که در اين تحقيق به آن رسيديم، نقش چربي بد يا کلسترول خون در ابتلابه سکته مغزي بود. طبيعي نگاه داشتن چربي خون شامل کلسترول و تري گليسيريد در درجه اول با رعايت رژيم غذايي، مانند کاهش مصرف گوشت قرمز و دوم به کمک دارو از ديگر عوامل مهم جلوگيري از سکته مغزي به شمار مي رود. پيشگيري از چاقي با داشتن تحرک، پرهيز از مصرف مشروبات الکلي و سيگار نيز از عوامل مهم در اين زمينه است. براساس تحقيق فوق، براي اولين بار ارتباط سيگار با سکته مغزي را گزارش کرديم درحال حاضر شاهديم در تمام کتاب هاي پزشکي رابطه مصرف سيگار با سکته مغزي به خصوص در جوانان موردتاکيد قرار گرفته است. يافته هاي پژوهشي ديگر در کشور که ١٠سال بعد انجام شد نيز اين مساله را موردتاييد دوباره قرار داد. پرهيز از فشارهاي رواني و استرس از ديگر راه هاي پيشگيري از سکته مغزي است. با رعايت اين اصول به طور قابل توجهي از آمار مبتلايان به سکته مغزي در کشور کاسته خواهد شد.
    
     نقش سابقه خانوادگي را در ابتلابه سکته مغزي تا چه حد موثر مي دانيد؟
     افرادي که سابقه خانوادگي ابتلابه سکته مغزي دارند، بايد بيشتر مواظب خود باشند، به خصوص کساني که اقوام درجه يک آنان در سنين زير ٥٥سالگي دچار سکته مغزي شده اند.
    
     چنددرصد از افراد دچار سکته مغزي مي توانند با اقدامات درماني زنده بمانند و چنددرصد اين سکته ها به مرگ منجر مي شود؟
     با اينکه طي سال هاي اخير با پيشرفت هاي پزشکي در دنيا، با کاهش ميزان مرگ ومير ناشي از سکته مغزي روبه رو بوديم، اما ناتواني پس از سکته افزايش يافته که اين امر علاوه بر ايجاد مشکلات براي بيماران سبب تحميل هزينه هاي اقتصادي زيادي بر آنان و جامعه شده است. آمارها نشان مي دهد ٨٥درصد مبتلايان به سکته مغزي با اقدامات درماني زنده مي مانند و ١٥درصد بقيه مي ميرند. مساله مهم در ميان نجات يافتگان سکته مغزي، تحمل عوارض پس از عمل است. بنابر آمارهاي موجود، ٣٠درصد اين افراد قادر به انجام امور اوليه زندگي مانند غذاخوردن، لباس پوشيدن، حمام رفتن و... نيستند و ٧٠درصد نيز ناگزير به ترک کار مي شوند.
    
     لطفا در مورد اهميت عامل زمان در رساندن بيمار دچار سکته مغزي به مراکز درماني توضيح دهيد.
     ضروري است بيمار به محض روبه رو شدن با اولين علامت سکته به بيمارستان رسانده شود. اين امر هرچه سريع تر باشد در بهبود بيمار تاثير بيشتري خواهد داشت. يافته هاي پژوهشي نشان مي دهد، هر دقيقه تاخير در درمان بيماران دچار سکته مغزي سبب ازبين رفتن ١/٩ميليون سلول مغزي مي شود و از آنجا که هر سلول مغزي مسوول عملکرد خاصي در بدن است با تخريب هر سلول، بيمار در مواردي همچون حرکات چشمي، تکلم و بلع، دچار اختلال و يک دست يا يک دست و پايش فلج مي شود. اختلال در هوشياري و کاهش حافظه و نيز اختلالات تعادلي از ديگر پيامدهاي تاخير در درمان سکته مغزي است. بنابراين آشنايي مردم با علايم سکته مغزي براي رساندن سريع بيمار به مراکز درماني از نکات مهم و حايز اهميت است.
    
     آيا مراکز درماني تخصصي براي خدمت رساني به بيماران دچار سکته مغزي در کشور وجود دارد؟
     درحال حاضر بيشتر بيمارستان هاي عمومي به اين بيماران خدمت رساني مي کنند، اما ضروري است به کمک مسوولان بتوانيم اين مراکز را در کشور افزايش دهيم. در کشور بيمارستان هاي تخصصي مستقل براي بيماران دچار سکته قلبي وجود دارد، اما بيمارستان تخصصي مستقل براي بيماران سکته مغزي نداريم. در صورت تاسيس اين بيمارستان ها، بايد مانند کشورهاي پيشرفته مجهز به هليکوپتر و گروه مجرب براي انتقال هرچه سريع تر بيماران باشند تا زمان طلايي درمان از دست نرود.
    


کلمات کلیدی : سكته مغزي-CVA

نسخه چاپی

نظر خود را ثبت کنید

حامیان مجله